ناصر الدين شاه قاجار

مقدمه 6

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

فووريه در جاى ديگر مينويسد : پنج روز در محلّات اقامت كرديم ، چادرهاى ما را در اطراف باغهاى خرّم پراكنده از يكديگر زده بودند ولى چون روى زراعت مردم كه هنوز محصول خود را برنداشته بودند منزل كرده بوديم به اين بيچاره‌ها صدمهء بسيار وارد آمد . « 1 » اعتماد السّلطنه هم در همين مورد چنين مينويسد : « . . . در آشتيان . . . چادر مرا در ميان جاليز خربزه زده بودند . » . « 2 » اين بود گوشه‌هائى مكتوب از رفتار اردوى همايونى با روستاهاى سر راه ولى در شهرها هم همين وضع به شكل ديگرى وجود داشته است مثلا : . . . در كمتر شهر بزرگى بود كه پس از مدّتى اقامت آه و نالهء تجّارى را كه چيزى به شاه فروخته يا نفروخته بوده ، بىآنكه شاه خواسته باشد متاعى پيش او فرستاده بودند ، نشنيده باشم . اين بازاريهاى خوش‌باور كه شايد اگر شاه قدم به مغازهء ايشان ميگذاشت تمام دكّان خود را بافتخار قدوم او تقديم ميكردند مدّعى بودند كه قيمت جنس‌هاى فروخته شده را شاه نپرداخته يا اينكه تمام قيمت آنها تأديه نشده است . تا آنجا كه من ميدانم اعليحضرت ، هميشه تمام و كمال پول صورت حسابها را ميپرداخت ، احتمال كلّى دارد كه اين وجوه پس از آنكه از دست شاه خارج ميشد پيش از آنكه بدست صاحبان مال برسد

--> ( 1 ) - همان منبع ، صفحهء 263 . ( 2 ) - اعتماد السّلطنه ، روزنامهء خاطرات ، صفحهء 946 ( چهارشنبه 9 محرّم 1310 ق ) .